در شیوه کرش ، هنرمندان پلاک ساز مرکب را با یک برس کوچک و گاه کارکرده روی سنگ یا فلز می پراکنند که گویای هیچ گونه نظم از پیش تعیین شده ای نیست . آنان یا یک قلم مو صمغ عربی را روی نقاطی که باید سفید باقی بماند می مالند تا از سطح مورد نظر محافظت کند. سپس قسمت های طراحی شده را با ریختن و پاشیدن مرکب سیاه و یا مرکب های رنگین تا حدودی پر می کنند. آنچه حاصل می شود همان بافت بج سینه یا لکه رنگهایی است که با عمل پاشیدن مرکب سیاه و یا مرکب های رنگین تا حدودی پر می کنند. آنچه حاصل می شود همان بافت یا لکه هایی است که با عمل پاشیدن در کنار هم گاه به صورت شرده و متراکم ، گاه نیز به صورت پراکنده ، اما کاملاً اتفاقی شکل می گییرند . این ذرات نیز معمولاً شباهتی به دانه های پودر رزین دارند. در واقع این حرکت برگرفته از شیوه ای بود که در قرن نوزدهم توسط هنرمند فرانسوی ، تولز لوترک ، به وجود آمد . وی نیز با بهره جستن از یک برس فرسوده ، توده رن را در بخش هایی از زمینه اثرش می پراکند که سبب شکل گیری لکه های رنگین و بافت های ریز و درشت اتفاقی ، که به هر سو پراکنده شده اند ، روی سنگ می شود. او همچنین با به کار گیری یک مسواک کهنه و پرتاب کردن رنگ روی قسمت هایی از اثرش ، فضای نوینی را ارائه می کند که بی تردید قبل از او در هنر نقاشی و به ویژه گراورسازی و لیتوگرافی بج کت مطرح نبوده است . بعد از لوترک ، این گونه نگاه را در آثار هنرمندانی چون مارک شاگال و دیگران می بینیم .
قابل ذکر است که پایه های شکل گیری پلاک فلزی نقش اتفاق در سبک رمانتیک با نقد و حمایت ویلیام ثمپل ، منتقد انگلیسی ، از باسمه های ژاپنی شکل می گیرد.
برچسب:
نویسنده: اکبری